رازی در منتهی الیه مشرق
نوشته‎ها و سروده‎های یک بانوی منتظر
لینک دوستان
لینک های ویژه

 

از اینجا به وبلاگ دیگرم سر بزنید. قدمتان روی چشم.

 

پست جدید وبلاگ دیگرم : زنی که از سوسک نمی‎ترسد بچه‎اش چه می‎شود؟

[ 91/04/08 ] [ 19:4 ] [ نظیفه سادات مؤذّن (باران) ]
دختر کوچولوم ایستاده بود جلوی آینه و با خودش حرف می‎زد.

توجّهم رو جلب کرد.

رفتم طرفش. دیدم با لباس بیرون (مانتو شلوار) موهاش رو از زیر مقنعه ریخته بیرون و فرق باز کرده و مرتّبشون کرده. خودش رو نگا می‎کنه و می‎گه: اصلاً نمی‎تونم! نه!

همین جوری با تعجّب نگاهش می‎کردم که متوجّه حضورم شد.

پرسیدم: چی شده گلم؟ چی داری می‎گی با خودت؟


برچسب‌ها: عفاف و حجاب
ادامه مطلب
[ 93/06/06 ] [ 22:40 ] [ نظیفه سادات مؤذّن (باران) ]



بانوی کرامت

با كدام سلام محقّر به پيشگاه تو بيايم؟ از كدام كوچۀ كوچك به زيارت‌نامۀ كرامت تو قدم بگذارم؟ كدام را ميپسندي كه به پاي آيه­ هاي نجابتت بريزم: دل عاشق را؟ ديدگان منتظر را؟ يا دستان برآمده به ستايش را؟

 

سالهاست که میخواهم برای تو بگویم. از تو، به تو بگویم. امّا هر بار میدیدم آنقدر به من نزدیکی و بیفاصله که گفتنِ خود را گم میکردم. میدیدم که من در «تو» زندگی میکنم؛ من در «تو» نفس می کشم.


هر صبح بر زورق

برچسب‌ها: متن ادبی, میلاد حضرت معصومه
ادامه مطلب
[ 93/06/04 ] [ 20:12 ] [ نظیفه سادات مؤذّن (باران) ]

وقتی ارادهٔ یک جمعیّت درهم‎فشردهٔ مظلوم سر به آسمان می‎ساید؛

وقتی فرمان الهی «وَ أعدّوا لهم مااستطعتم من قوّة» در باریکه‎ای محاصره شده محقّق می‎گردد؛

وقتی بزرگ‎مرد جهان اسلام، مقتدرانه از تسلیح و پشتیبانی همه‎جانبه می‎گوید و کابوس دوزخی هراس‎انگیز را در دل دشمن خونخوار شعله‎ور می‎سازد؛

وقتی ستم‎ستیزان جهان، از مسلمان و غیر مسلمان و شیعه و سنّی و عرب و غیر عرب و دور و نزدیک فریاد یکپارچهٔ خود را در جای جای کرهٔ خاکی طنین‎انداز می‎کنند؛

آن وقت «تُعِزُّ مَن تشاء و تُذِلُّ من تشاء» به نمایش گذاشته می‎شود.

آن وقت چشم‎های منتظر امیدوارتر به افق خیره می‎شوند.

آن وقت نغمهٔ جان‎بخش «الله اکبر» ترانهٔ لب‎ها می‎شود.

"این پیروزی خجسته باد این پیروزی"

 

[ 93/06/04 ] [ 18:51 ] [ نظیفه سادات مؤذّن (باران) ]

فرهنگ لاله

 

از آسمان­ها مي­‎وزد آهنگ لاله

شمشيرهاي دوزخي در جنگ لاله

پرچم به پرچم سبزهامان سربلندند

آغشته است اين اهتزاز از رنگ لاله

تا كي خوشي و بي غمي؟ تا كي فراغت؟

كي مي­‎شود قلب تو هم دلتنگ لاله

اي كاش ما بين هزاران زنگ تفريح

يك زنگمان ناميده مي­شد زنگ لاله

ما تا ابد مديون رنگ سرخ هستيم

پاينده بادا تا ابد فرهنگ لاله !

فروردين  80


برچسب‌ها: شهادت
[ 93/05/30 ] [ 17:54 ] [ نظیفه سادات مؤذّن (باران) ]

پادشاهم نمي‌داند

...

مي‌ايستد بالاي يك بلندي و با غرور، از لشكريانش سان مي‌بيند. چه حسّ خوشايندي است كه مملكتي داشته باشي و لشكرهاي مختلف و براي خودت سلطنتي و برو بيايي!

هر روز مي‌آيد، اينجا مي‌ايستد و لشكرش را به صف مي‌كند و براندازشان مي‌كند و بعد هم مرخّص.

لشكريان هيچ كم و كسري ندارند. خوراك و پوشاك و مسكن و غيره و غيره، همه چيز جور است. فقط يك اشكال كوچك وجود دارد: لشكر براي اين است كه جنگي، دشمني، درگيري‌اي، چيزي را سر و سامان دهد؛ كاري از پيش ببرد. امّا اين لشكريان كه من مي‌بينم، سال‌هاست حتي رزمايش و مانور هم برگزار نكرده‌اند!

ـــــــــــــــــــــــــــــš›š›

به پادشاه گفته‌اند: كار تو اين است كه...

...


برچسب‌ها: خودسازی
ادامه مطلب
[ 93/05/26 ] [ 9:43 ] [ نظیفه سادات مؤذّن (باران) ]

بدون شرح!


برچسب‌ها: عفاف و حجاب
[ 93/05/22 ] [ 21:51 ] [ نظیفه سادات مؤذّن (باران) ]
.: Weblog Themes By Bia2Skin :.

درباره وبلاگ

"نظیفه سادات مؤذّن" در این وبلاگ پنجره ای گشوده است به روی خوانندگان تا سخنی کز دلش برآید را شاید بر دلشان بنشاند.

من به آمار زمین مشکوکم
اگر این سطح پر از آدم هاست
پس چرا یوسف زهرا تنهاست؟!

دلم می خواهد با همین کوچکی ام گوشه ای کوچک از تنهایی بزرگ او را پر کنم. حتی اگر شده با قلم ناقابلم.

"اللّهمّ عجّل فرجه"


#تمام نوشته ها و اشعار این وبلاگ نوشته و سرودۀ بندۀ حقیرند. لطفاَ اگر به هر صورت جایی نقل فرمودید نام نویسنده و شاعر را هم لطف کنید.#
برچسب‌ها وب
مرگ (4)
طراح قالب
امکانات وب




عصر ظهور